الشيخ الأميني ( مترجم : همدانى )

25

سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى )

در اينجا ، انگيزه‌هاى ديگرى ، از جهات ديگر نيز هست ، كه از حدّ و حصر بيرون است ، آرى او از نظر اتصال ، و رابطهء وثيقى كه با خدا دارد ، و از نظر انتسابى كه ، با سرپرست و مولاى اين عالم دارد ، و از نظر مناقب و فضائلى كه ، خداى تعالى برايش قرار داده ، و از نظر شخصيت بزرگ و بىنظيرى كه دارد ، و از نظر محاسن و محامدى كه قلب و ضميرش ، حامل آنست ، و از نظر ملكات و نفسياتش ، دوست‌داشتنى است . بلكه يكى از همينها ، كافيست كه بشر را - بعد از محبت و عشق بخدايتعالى ، و قبل از هر چيز ديگر - عاشق و دلباختهء او كند . پس ، او « صلى اللّه عليه و آله » با قطع نظر از فضائل طينت و عنصر و دودمانش ، و صرفنظر از آن فضائليكه در خلق و خلق و مولد و نشو و نمايش هست ، و گذشته از مكارم اخلاق و نفسيات كريمه ، و كرامات و مقامات و صفات پسنديدهء بىشمارش ، كه همه مختص به خود او است ، اگر نداشت ، مگر همين را كه غرض از خلقت ، وجود او ، بود ؛ اگر او « صلى اللّه عليه و آله » نبود ، انسانى نبود ، و زمينى زير پايش گسترده نميشد . و آسمانى بر سرش ، سايه نميافكند . و اگر در او نبود ، مگر همين كه ، او ، اولى بنفس و صاحب اختيار جانهاى مردم است - و در « قرآن » ، ولايت عامهء كبرايش ، قرين ولايت كبراى حقتعالى ، ذكر شده - هر آينه ، كافى بود كه ، بشر ، او را در دوست داشتن ، از جان خود ، و متعلقات خود ، از زن و فرزند و پدر و فاميل و دوست و برادر و خويشانيكه پناهش ميدهند ، و خلاصه ، از همهء مردم بيشتر دوست بدارد . لكن ، مردم ، ( امت اسلام ) همه ، در دوستى آنحضرت ، يكسان نيستند . براى اينكه ، درجهء معرفتشان نسبت به او مختلف است ؛ همچنانكه معرفتشان ، نسبت بخدايتعالى ، و در نتيجه ، دوستيشان نسبت به او مختلف است . چه خوب گفته ، « امام قرطبى » كه ميگويد : « هر كسى كه برسولخدا ( ص ) ، ايمان صحيح آورده باشد ، از اين محبت راجحه بىبهره نيست . چيزى كه هست ، مردم ، در دوست داشتن آنحضرت متفاوتند . بعضىها از اين فضيلت ، بهره‌اى وافى بدست آورده‌اند ، و برخى ، كمترين بهره را كسب نموده‌اند ، مانند ، مردم